Tarikh Be Revayat e Movarekh | پادکست تاریخ به روایت مورخ - podcast cover

Tarikh Be Revayat e Movarekh | پادکست تاریخ به روایت مورخ

در فصل دوم این برنامه که به مناسبت دویستمین سال تولد حضرت باب به صورت نمایش رادیویی تهیه شده ماندانا دختر ایرانی، تاریخ نبیل را که از دوست بهائیش ترنم گرفته مطالعه می‌کند. دوباره نبیل زرندی خود تاریخش را روایت می‌کند.
Last refreshed:
Follow this podcast in the Metacast mobile app to refresh it and see new episodes.
Download Metacast podcast app
Podcasts are better in Metacast mobile app
Don't just listen to podcasts. Learn from them with transcripts, summaries, and chapters for every episode. Skim, search, and bookmark insights. Learn more

Episodes

فصل 1 - قسمت ۳۲ – سپیدی در سیاه چال

ماندانا: اما این طور که جناب نبیل دیشب می گفت انگار سیاه چال همش هم بد نبوده، یه روی خوب هم داشته. خدا رو شکر. آدم از شنیدن این همه مصیبت واقعا دلش می گیره. نبیل: بله، همیشه در زندگانی وقتی تاریکی شب به اوج خود می رسد، سپیده صبح سر می زند. ماندانا : چه جمله قشنگ و الهام بخشی! حالا بگین اون اتفاق خوب چی بود.

Sep 04, 201716 minSeason 1Ep. 32

فصل 1 - قسمت ۳۱ – سیاه چال تهران

نبیل: زندانی شدن با مجرمان خطرناک در مقابل سایر مصائب این زندان هیچ نبود. سیاه چال دخمه‌ای بود تاریک و متعفّن و نمناک که هوای آزاد و پرتو نور به آن راهی نداشت. حال تصوّر کن که پای زندانیان را در کُند می گذاشتند و زنجیری هم به گردن آنها می انداختند که ۵۰ کیلو وزن داشت. !ماندانا : ۵۰ کیلو ؟

Aug 28, 201718 minSeason 1Ep. 31

فصل 1 - قسمت ۲۹ – سقوط قلعه‌ها و سفر به سوی کربلا

نبیل: حوادث غمباری در این دوره اتفاق افتاد. ملاّحسین و جناب قدّوس در قلعه شیخ طبرسی به شهادت رسیدند و نیروهای دولتی که با حیله گری و با مُهر کردن قرآن به اصحاب قلعه امان داده بودند همه اصحاب را از دم تیغ گذراندند. ماجراهای مشابهی هم در نیریز فارس و زنجان اتفاق افتاد

Aug 14, 201718 minSeason 1Ep. 29

فصل 1 - قسمت ۲۸ – نگارش کتاب تاریخ نبیل

ماندانا: یعنی کتاب شما در اصل خیلی مفصل تره؟ نبیل: بله. آن کتاب تا پایان حیات حضرت بهاء الله را در برمی گیرد و ترجمه و تلخیص شده است ماندانا : مگه شما این کتاب رو به چه زبونی نوشته بودید؟

Aug 07, 201716 minSeason 1Ep. 28

فصل 1 - قسمت ۲۷ – چوب‌کاری در آمل

نبیل: در آن روز چند هزار نفر از اهالی شهر در مسجد جمع شدند. هر صنفی با اسلحه ای آمده بود: نجّار با تیشه، قصّاب با ساطور، کشاورزبا بیل و کلنگ. هدفشان این بود که شورشی به راه بیندازند و دسته جمعی آن حضرت را به شهادت برسانند

Jul 31, 201717 minSeason 1Ep. 27

فصل 1 - قسمت ۲۶ – ورود جناب قدّوس و عزیمت حضرت بهاءالله به قلعه

نبیل: بله، اصحاب فوراً به دستور جناب ملاّحسین به جارو کردن و آب پاشیدن مشغول شدند وبا نهایت دقّت وسائل لازم برای پذیرائی از مهمان بزرگوار خود را فراهم می کردند ماندانا: وای چه حس و حال خوبی داشتن. آدم آب و جارو کنه برای پذیرائی از حضرت بهاء الله. حاضرم نصف عمرم رو می دادم و اون روز اون جا بودم

Jul 24, 201717 minSeason 1Ep. 26

فصل 1 - قسمت ۲۲ – حاج میرزا آقاسی

حاجی میرزا آقاسی از شدت خشم آتش گرفت و حضرت بهاءالله را خواست و گفت: " من نمی دانم به پدر شما چه کرده ام که این را در حق من می نویسد. ببینید در مورد من " .چه نوشته است

Jun 26, 201716 minSeason 1Ep. 22

فصل 1 - قسمت ۲۱ – نور اوّلین سرزمینی که به نور الهی روشن شد

تأثیر کلمات و رفتار و گفتار حضرت بهاء الله در سرزمین نور به قدری شدید بود که گوئی حتی سنگ و درخت و هرچه که در آن جا بود هم در اثر آن، قدرت و زندگانی تازه پیدا کردند ...بعد از این که حضرت بهاء الله از نور به طهران برگشتند

Jun 19, 201716 minSeason 1Ep. 21

فصل 1 - قسمت ۲۰ – نمایندگان مجتهد نوری

بالاخره ملاّمحمّد تصمیم گرفت دو نفر از شاگردان ممتاز و مشهور خود را به حضور حضرت بهاء الله بفرستد. به آنها گفت: " می روید و میرزا حسینعلی را ملاقات می کنید و ".از حقیقت منظور و اصل دعوت او باخبر می شوید. هرچه شما تشخیص بدهید من بدون هیچ حرفی قبول خواهم کرد. تشخیص شما تشخیص من است

Jun 12, 201717 minSeason 1Ep. 20

فصل 1 - قسمت ۱۹ – خانواده نوری

نبیل: ملاّ محمّد نوری تعریف کرده که ملاّحسین از من پرسید:” آیا امروزه از فامیل میرزا بزرگ نوری کسی هست که معروف باشد و در شهرت و آداب و اخلاق و دانش جانشین او به حساب بیاید؟ ” گفتم: ” آری، در میان پسران او یکی از همه ممتازتر و در رفتار شبیه پدر است

Jun 05, 201718 minSeason 1Ep. 19

فصل 1 - قسمت ۱۷ – پایانِ داستانِ عبدالوهّاب

نبیل: حاجی عبدالمجید تعریف می کرد که من خیلی عصبانی شده بودم. همین که به آنها رسیدم و چشمم به ملاّعلی افتاد با نهایتِ خشونت حمله ور شدم و شروع به کتک زدنِ او کردم

May 22, 201716 minSeason 1Ep. 17

فصل 1 - قسمت ۱۵ – سلام بر خورشید

نبیل : آن حضرت در هنگام طلوع آفتاب با کمال فرح و سرور به خورشید و آفتاب سلام می کردند. نبیل: این خورشیدی که طلوع می کند و همه دنیا را با نور خودش روشن می کند، تو را به یاد چیزی نمی اندازد .

May 08, 201717 minSeason 1Ep. 15

فصل 1 - قسمت ۱۴ – کودکی و جوانی حضرت باب

نبیل: احسنت! آن حضرت ۲۵ سال و ۴ ماه و ۴ روز داشتند که دعوت خودشان را اعلان کردند. ماندانا : قبلش چی؟ از قبلش نگفتین که کجا بودن و چی کار می کردن

Apr 17, 201717 minSeason 1Ep. 14

فصل 1 - قسمت ۱۳ – آمدن ملّا علی بسطامی

ماندانا: درسته. به اونجا رسیدیم که صبح شد و ملاحسین از منزل حضرت باب بیرون اومد. ...نبیل: بله، ملّا حسین برای میرزا احمد قزوینی تعریف کرده که

Apr 10, 201718 minSeason 1Ep. 13

فصل 1 - قسمت ۱۲ – آن شب سرنوشت‌ساز

نبیل: بله ملاحسین برای میرزا احمد قزوینی تعریف کرده بود که من پیش خودم دو موضوع را شرط درستی ادعای کسی می دانستم که ادعای قائمیت کند ماندانا: بله، سر این دو شرط بودیم. از دیشب تا حالا همه اش فکر می کردم که این دو شرط چی می تونسته باشه

Apr 03, 201718 minSeason 1Ep. 12

فصل 1 - قسمت ۱۱ – به سوی شیراز

نبیل: ملاحسین بوهای خوش قدسی را در بوشهر احساس می کرد اما مدت زیادی در بوشهر نماند زیرا احساس می کرد که یک قوه پنهانی او را به سمت شمال و به طرف شیراز می کشاند

Mar 27, 201717 minSeason 1Ep. 11

فصل 1 - قسمت ۱۰ – جستجوی موعود

نبیل : جناب ملاحسین پس از آن به ملاقات دو تن از شاگردان مشهور سید کاظم یعنی میرزا حسن گوهر و میرزا محیط کرمانی رفتند و سفارشهای استاد بزرگوار را یاد آوری کردند و فرمودند برخیزید تا به جستجوی موعود بپردازیم…

Mar 13, 201716 minSeason 1Ep. 10

فصل 1 - قسمت ۹ – وفات سید کاظم رشتی

نبیل : سید کاظم به شاگردانش می گفت به راستی می گویم بعد از قائم، قیّوم ظاهر خواهد شد و پس از باب جمال حسینی آشکار می شود. آن وقت سرّ کلمات شیخ احمد معلوم می شود…

Mar 06, 201716 minSeason 1Ep. 9

فصل 1 - قسمت ۷ – داستان شیخ حسن زنوزی

شیخ حسن زنوزی می گفت سه روز بعد از آن دیدار، همان جوان وارد محضر سیّد شد و نزدیک درب نشست و با نهایت ادب و وقار به درس سیّد گوش می داد. همین که چشم سیّد به آن جوان افتاد، سکوت کرد و…

Feb 20, 201718 minSeason 1Ep. 7

فصل 1 - قسمت ۴ – سید کاظم رشتی (بخش ۲)

بعد از مدتی شیخ برای زیارت به مکه و مدینه سفر می کند و قبل از این که از کربلا خارج بشود سید کاظم رشتی را به عنوان جانشین خود تعیین کرده و اسرار خود را با او در میان می گذارد و…

Jan 30, 201718 minSeason 1Ep. 4
Hosted on Transistor
For the best experience, listen in Metacast app for iOS or Android