مسلمانان مرا وقتی دلی بود ۲۱۷
Jan 25, 2025•1 hr 1 min
Episode description
غزل نمره ۲۱۷
مفاعیلن مفاعیلن فعولن
مسلمانان مرا وقتی دلی بود
که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به گردابی چو میافتادم از (چشم) غم
به تدبيرش اميد ساحلی بود
دلی همدرد و ياری مصلحتبين
که استظهار هر اهل دلی بود
ز من ضايع شد اندر کوی جانان
چه دامنگير يا رب منزلی بود
سرشکم در طلب خون میچکانید
ولی از وصل او بیحاصلی بود
هنر بیعيب حرمان نيست ليکن
ز من محرومتر کی سائلی بود
بر اين جان پريشان رحمت آريد
که وقتی کاردانی کاملی بود
مرا تا عشق تعليم سخن کرد
حديثم نکتهی هر محفلی بود
مگو ديگر که حافظ نکتهدان است
که ما ديديم و محکم (غافلی) جاهلی بود
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
For the best experience, listen in Metacast app for iOS or Android
