الا ای طوطی گويای اسرار ۲۴۵
Mar 04, 2025•1 hr 9 min
Episode description
غزل نمره ۲۴۵
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل
الا ای طوطی گويای اسرار
مبادا خاليت شکر ز منقار
سخن سربسته گفتی با حريفان
خدا را زين معما پرده بردار
به روی ما زن از ساغر گلابی
که خوابآلودهايم ای بخت بيدار
چه ره بود اين که زد در پرده مطرب
که میرقصند با هم مست و هشيار
از آن افيون که ساقی در می افکند
حريفان را نه سر ماند (و) نه دستار
خرد هرچند نقش (نقد) کائنات است
چه سنجد پیش عشق (نقش) کیمیاکار
سرت سبز و دلت خوش باد جاويد
که خوش نقشی نمودی از خط يار
بت چينی عدوی دين و (ما مست) دلهاست
خداوندا دل و دينم نگه دار
سکندر را نمیبخشند آبی
به زور و زر ميسر نيست اين کار
بيا و حال اهل درد بشنو
به لفظ اندک و معنی بسيار
به مستوران مگو اسرار مستی
حديث جان (مپرس از) مگو با نقش ديوار
به يمن (رایت) دولت منصور شاهی
علم شد حافظ اندر نظم اشعار
خداوندی به جای بندگان کرد
خداوندا ز آفاتش نگه دار
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
For the best experience, listen in Metacast app for iOS or Android
