خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت ۰۱۶ - podcast episode cover

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت ۰۱۶

Apr 17, 202443 min
--:--
--:--
Download Metacast podcast app
Listen to this episode in Metacast mobile app
Don't just listen to podcasts. Learn from them with transcripts, summaries, and chapters for every episode. Skim, search, and bookmark insights. Learn more

Episode description


خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

به قصد جان من زار ناتوان انداخت


نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود

زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت


شراب خورده و خوی کرده کی شدی به چمن

که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت


به يک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد

فريب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت


بنفشه طره مفتول خود گره مي زد

صبا حکايت زلف تو در ميان انداخت


ز شرم آن که به روی تو نسبتش کردند

سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت


به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم

چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت


من از ورع می و مطرب نديدمی زين پيش

هوای مغبچگانم در اين و آن انداخت


کنون به آب می لعل خرقه می‌شويم

نصيبه ازل از خود نمی‌توان انداخت


مگر گشايش حافظ در اين خرابي بود

که بخشش ازلش در می مغان انداخت


جهان به کام من اکنون شود که دور زمان

مرا به بندگی خواجه جهان انداخت



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
For the best experience, listen in Metacast app for iOS or Android