گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم ۳۲۴ - podcast episode cover

گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم ۳۲۴

Jul 02, 202555 min
--:--
--:--
Download Metacast podcast app
Listen to this episode in Metacast mobile app
Don't just listen to podcasts. Learn from them with transcripts, summaries, and chapters for every episode. Skim, search, and bookmark insights. Learn more

Episode description

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۳۲۴

فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم

همچنان چشم (امید) گشاد از کرمش می‌دارم


به (بر) طرب حمل مکن سرخی رويم که چو جام

خون دل عکس برون می‌دهد از رخسارم


پرده‌ی مطربم از دست (به در) برون خواهد برد

آه اگر زان (آه از آن دم) که در اين پرده نباشد بارم


پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب

تا در اين (خانه) پرده جز انديشه‌ی او نگذارم


منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن

از نی کلک همه قند و شکر می‌بارم


ديده‌ی بخت به افسانه‌ی او شد در خواب

کو نسيمی ز عنايت که کند بيدارم؟


چون تو را در گذر ای* (باد) يار نمی‌يارم ديد

با که گويم که بگويد سخنی با يارم؟


(به صد امید نهادیم در این بادیه پای

ای دلیل دل گمگشته فرومگذارم)


دوش می‌گفت که حافظ همه روی است و ريا

بجز از خاک درش با که (بگو در کارم) بود بازارم؟



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
For the best experience, listen in Metacast app for iOS or Android