گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس ۲۶۸
Apr 06, 2025•1 hr 10 min
Episode description
غزل نمره ۲۶۸
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زين چمن سايهی آن سرو روان (چمان) ما را بس
من و همصحبتی اهل ريا؟ دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس
قصر فردوس به پاداش عمل میبخشند
ما که رنديم و گدا دير مغان ما را بس
بنشين بر لب جوی و گذر عمر ببين
کاين اشارت ز جهان گذران ما را بس
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس اين سود و زيان ما را بس
يار با ماست چه حاجت که زيادت طلبيم؟
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
از در خويش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس
حافظ از مشرب قسمت گله (بی)ناانصافیست
طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
For the best experience, listen in Metacast app for iOS or Android
