گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب ۰۱۴ - podcast episode cover

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب ۰۱۴

Apr 15, 202443 min
--:--
--:--
Download Metacast podcast app
Listen to this episode in Metacast mobile app
Don't just listen to podcasts. Learn from them with transcripts, summaries, and chapters for every episode. Skim, search, and bookmark insights. Learn more

Episode description


گفتم اي سلطان خوبان رحم کن بر اين غريب

گفت در دنبال دل ره گم کند مسکين غريب

گفتمش مگذر زماني گفت معذورم بدار

خانه پروردي چه تاب آرد غم چندين غريب

خفته بر سنجاب شاهي نازنيني را چه غم

گر ز خار و خاره سازد بستر و بالين غريب

اي که در زنجير زلفت جاي چندين آشناست

خوش فتاد آن خال مشکين بر رخ رنگين غريب

مي نمايد عکس مي در رنگ روي مه‌وشت

همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرين غريب

بس غريب افتاده است آن مور خط گرد رخت

گر چه نبود در نگارستان خط مشکين غريب

گفتم اي شام غريبان طره شبرنگ تو

در سحرگاهان حذر کن چون بنالد اين غريب

گفت حافظ آشنايان در مقام حيرتند

دور نبود گر نشيند خسته و مسکين غريب



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
For the best experience, listen in Metacast app for iOS or Android