30 | بورگف
بالاخره بت به مسکو سفر کرد و در بازیهای دعوتی مسکو شرکت کرد.

بالاخره بت به مسکو سفر کرد و در بازیهای دعوتی مسکو شرکت کرد.
از جهاد مسیحی به دیدن بت آمدند و از او خواستند یک بیانیه از پیش تعیین شده را بعنوان مواضع خودش اعلام کند.
خان دیردورف با بت تماس گرفت و خبر مرگ آقای شایبل را به او داد. بت به همراه جولین در مراسم ختم آقای شایبل شرکت میکنند.
جولین توانست با تمرینات ورزشی بت را از مسیر اعتیاد به الکل و آرامشبخش بازگرداند. بت با شرکت در مسابقات سانفراسیسکو متوجه شد به استعدادش آسیبی وارد نشده.
بت ناگهان متوجه شد با ادامه روند فعلی زندگی خود را میبازد پس راه چارهای پیدا کرد
بت دایمالخمر میشود.
بت به تورنمنت پاریس رفت، یک تورنومنت کوچک بود ولی بورگف هم در آن حضور داشت
دوستان بنی به دیدنش آمدند و با بت آشنا شدند
بت با شکست بنی توانست قهرمان شطرنج آریکا شود، حالا او برای شرکت در مسابقات پاریس نیاز به مربی داشت
بت برای شرکت در مسابقات قهرمانی آمریکا به شهری در اوهایو رفت. این اولین تورنمنت بعد از مرگ ویتلی بود.
هری بلتیک برای مدتی همخانه بت شد.
بعد از شکست بت به هتل برمیگردد و در آنجا با مرگ خانم ویتلی مواجه میشود
بت نتوانست در مقابل قهرمان جهان کاری انجام دهد
بت در ادامه تورنمنت با پسرک نوجوانی بازی کرد که دوازده سال بیشتر نداشت. هرچند توانست از او ببرد اما احساس پیری و فرتوتی کرد.
بث در مسابقات بینالمللی در مکزیک شرکت کرد و خانم ویتلی هم از فرصت استفاده کرد تا کمی عشق بازی کند.
بت اولین تجربههای زندگیش خودش را انجام میدهد.
حالا دیگر مردم شهر لکسینگتون و همکلاسیهای بت نیز او را میشناختند.
یت برای اولین بار در مقابل حریفی قرار میگیرد که بیش از او میبیند. بنی واتس حرکاتی را در صفحه میبیند که بت متوجه آنها نشده بود.
معروفیت بت، باعث میشود مارگاریت او را به مهمانی دختران اپلپای دعوت کند.
بت کمکم قلق تورنمنتها دستش آمد
بت برای افتتاح حساب از خانم ویتلی کمک خواست. خانم ویتلی بعد از اینکه متوجه شد از بازی شطرنج میشود کسب درآمد کرد، به موضوع علاقهمند شد.
بت با شکست دادن حریفان به بازی فینال رسید و در مقابل بلتیک قرار گرفت. بازی بسیار سختتر از آن بود که فکر میکرد.
بت در اولین تورنومنت خود حاضر می شود و با بردن حریفان سعی میکند تا با قویترین حریف تورنومنت بازی کند. در این میان بازیکنی خوشچهره توجه اورا جلب میکند.
بت برای خرید به فروشگاه میرود و از آنجا مجله شطرنج را میدزدد. با مطالعه شطرنج متوجه میشود در نزدیکی محل زندگی او تورنمنت شطرنجی برگزار میشود. او میخواهد در تورنمنت شرکت کند.
بالاخره در سن دوازده سالگی خانوادهای حاضر شد بت را به فرزندخواندگی بپذیرد. بت در دبیرستان مشغول به تحصیل شد و بعد از سالها دوباره این امکان را دید که بتواند شطرنج بازی کند.
بت وارد اتاق داروخانه شد و مقداری از قرصهاس سبز رنگ را برداشت، تعدادی از آنها را هم خورد. هنگام خروج از اتاق براثر مسمومیت بیهوش شد.
آقای گنز از یتیمخانه اجازه میگیرد تا بت در یک بازی همزمان دوازدهنفره شطرنج در دبیرستان بازی کند. بازی بسیار راحت تر از آنچه بود که بت انتظار داشت.
آقای شایبل، دوستش آقای گنز را برای دیدن بت دعوت میکند و بت با اون به بازی شطنج میپردازه و به راحتی شکستش میدهد. آقای گنز بعنوان هدیه یک عروسک صورتی به بت هدیه میدهد
بالاخره سرایدار راضی میشود که به بت بازی شطرنج را یاد بدهد، بعد از مدت کوتاهی دیگر آقای شایبل نمیتواند بت را در شطرنج ببرد، حتی یکبار.
والدین الیزابت براثر تصادفی کشته میشوند و بت به یتیمخانه میرود. در آنجا برای اولین بار با تخته شطرنج مواجه میشود.