موهای سفیدی داره،یه عینک طبی فتوکرومیک با شیشههای بزرگ و دستههای کائوچویی. خودش میگه حامل معرفته،راست میگه.هرچی از توی کتابهایی که خونده و یاد گرفته رو به هرکی که اهلش باشه میگه،چیزهایی که از مشتریهاش یاد گرفته رو هم همینطور. ولی من میگم این مهمترین دلیلِ این همه دوست داشتنی بودنش نیست،چون آدمهای زیادی هستن که هرچی بلدن رو به این و اون میگن،ولی حتی یه ذره هم شبیهش نیستن.مهمترین مشخصهاش به نظرم عشق و صداقت و شفافیتشه که در کنار معلومات و دانایی و آگاهیش عجیب خوش نشسته و خوشگلش کرده.به قد...
Jul 25, 2022•47 min•Season 2Ep. 8
زندگی پره از روزها،چیزها و کارهای معمولیای که هیچوقت به چشم نمیان.همون معمولیها و روزمرههایی که اکثر زندگی ما رو تشکیل میدن.روزهایی که توشون چیزهای خوب و بانمکی پیدا میشن ولی انقدر بزرگ نیستن که یادمون بمونن و ازشون لذت ببریم.ما اسیر و بردهی چیزهای بزرگ و چشم گیر شدیم و یادمون رفت زندگی همین روزهای معمولیه که فقط گاهی توش اتفاقات بزرگ و مهمی میفته که ممکنه خوب باشن یا بد. ما باید روزهای معمولی زندگیمون رو با تمام اتفاقات خوب کوچیکش یه گوشهای نگه داریم تا یه روز که برگشتیم عقب رو نگاه ...
Jul 02, 2022•36 min•Season 2Ep. 7
به شهرزاد گیر داده بودم که کتاب آیین دوست یابی رو بخون،خودم خونده بودمش و به شدت باهاش حال کرده بودم و حس میکردم اونم مثل من خیلی بهش نیاز داره.وسط همین گیر دادنها یه کتاب دیگه هم بهش معرفی کردم و به اون کتابه هم گیر دادم. از اونجایی که سرش شلوغ بود و وقت نداشت،و از اونجایی که بدتر از خودم یه وقتهایی به خوندن کتاب عجیب تنبل میشه،کلا نه کتاب اولی رو خوند نه دومی رو،هر دو رو با سری افراشته بوسید گذاشت کنار. دیدم اینجوری فایده نداره،بهش گفتم خُب برو توی فیدیبو صوتیشون رو بگیر و گوش کن که اون کا...
Jun 18, 2022•42 min•Season 2Ep. 6
اپیزود پنجم از فصل دو منتشر شد. تو این اپیزود جذاب و شنیدنی شما با نظرات آدمهای متفاوتی در مورد سکس،عشق،ازدواج و دروغ آشنا میشید که هرکدوم تجربیات متفاوتی رو از سر گذروندن.حرفهایی که ممکنه شنیدنشون برای شما و خیلیهای دیگه بسیار مفید و راهگشا باشه،حرفهایی که ممکنه به شما سرنخهای فکریِ خوبی برای تغییرات و تصمیماتی در آینده بده. اگه دوست دارین در مورد این موضوعات مهم اطلاعات بیشتری به دست بیارین،یا بدونین آدمهای همسن و سال شما چه تفکرات و عقایدی دارن این اپیزود رو گوش کنین و به دیگران هم معر...
Jun 08, 2022•1 hr 13 min•Season 2Ep. 5
((بخش اول)) شهرزاد گفت بچه که بودیم انقدر تو گوشمون خوندن که بزرگ شی فلانکار رو میکنی،بهمان کار رو میکنی،با خودمون فکر کردیم که بزرگی چه دنیایه! راست میگفت هیچ آش دهنسوزی نبود.بچه که بودیم انگار تمام ذرات این جهان میخواستن که ما هرچه سریعتر بزرگ بشیم تا زندگی و خوشبختی شروع بشه.بعدشم با شکایت و ناراحتی گفت خب چرا انقدر هی بهمون میگفتن بزرگ شید؟راست میگفت،واقعا راه نداشت یه کاری کنن که از همون بچه بودنمون احساس رضایت کنیم؟بزرگی همچین مالی هم نبود و نیست. ((بخش دوم)) تا حالا برای کسی آرز...
May 21, 2022•35 min•Season 2Ep. 4
مدتها بود تو یه غم خیلی زیاد و بزرگی دست و پا میزدم،کل وجودم رو گرفته بود.یه روز یه پستی تو اینستاگرام دیدم که خیلیییییی درباره حال خودم و شاید بهتره بگم همهمون صدق میکرد،دربارهی یه سندروم بود. فهمیدم همهمون این سندروم وحشتناک رو داریم و برای نجات ازش شاید نیاز به یه ناجی باشه و تلاش زیاد.نجات از چیزی که داره زندگیهامون رو نابود میکنه. سندروم فومو،سندروم فراگیری که وقتی در موردش خوندم فهمیدم چقدر همهمون توش غرق شدیم. تو بحبوحهی اُمیکرون گرفتن و نگرفتن و سختیهای زندگی و غم زیادی که اسی...
May 03, 2022•38 min•Season 2Ep. 3
اگه شیر واقعا واسه سلامتی بد باشه چی؟این قسمت رو گوش کنید تا بفهمید که دوستِ همراهم تو فصل دوم رادیوم کیه و اینکه شیر واقعا واسهمون بده یا نه؟ مفیده یا نه؟ البته بعیده آخرشم بتونید بفهمید.
Apr 16, 2022•26 min•Season 2Ep. 2
اون شب کارمون که تموم شد با دوستم از خونهی الناز پیاده برگشتیم سمت خونه.الناز دختر عمهی منه که به شدت اختلاف سنی کمی با هم داریم ،یعنی ۵ روز.از فصل یکِ رادیوم واسش گفته بودم و خوشش اومده بود و بهم گفته بود بیا دوباره با هم بسازیمش اگه دوست داری.خوب منم واقعیت دوست داشتم،چون یه اتفاق مسخره باعث شده بود ساختن رادیوم رو تو ۴ سال پیش تعطیل کنم و پیش خودم گفتم اینکه بعد ۴ سال یکی اومده بهم همچین پیشنهادی داده حتما بیدلیل نیست و باید استقبال کنم،تصمیم گرفتم خودم رو به جریان زندگی بسپرم ،واسه همین ...
Feb 05, 2021•24 min•Season 2Ep. 1
(ادامهی قسمت ششم) خونهی عجیبی بود.پر بود از چیزهای خوشگل با یه فضا و اتمسفر متفاوت و گیرا،هنوز دقیقا نمیدونستم اونجا خونهی کیه و همین داستان رو برام جذاب تر کرده بود.روح و انرژی آدمها توی وسایلی که درست میکنن وجود داره و حس میشه،اونجا پر بود از چیزهایی که همهشون داشتن حرف میزدن.پر از تابلوهای معرق،پر از مجسمههای چوبی،پر از پازل و هرچی که فکرش رو بکنید.خیلی وقت بود از بودن تو یه جایی انقدر شگفت زده نشده بودم.توی لحظهی حالِ حال بودم و نه از گذشتهام چیزی یادم بود نه به فکر آینده بودم.و...
Dec 28, 2020•41 min•Season 1Ep. 7
علی سیروسیان یکی از رفیقهای قدیمی منه که از دبیرستان با هم دوست شدیم.اون قدیمها هیچ شباهت و علاقهی مشترک و واضحی نداشتیم(ولی الان داریم) و تنها دلیل دوستیمون این بود که میتونستیم همدیگه رو بخندونیم،چون من عموما خودم باعث خندهی بقیه بودم و نیاز داشتم یکی باشه که بتونه خودم رو بخندونه.اونم با خل بازیهایی که مخصوص خودمون بود.میتونستیم شروع یک اتفاق ساده رو بگیریم و با مغزهای بیکار و بیمارمون با چاشنی خلاقیت تا ساعتها تو ذهنمون حسابی بسط و ادامهاش بدیم و بخندیم،از اون خندههای خیلی عمیق...
Dec 07, 2020•36 min•Season 1Ep. 6
بخش اول . تو پیادهرویِ اون شبِ خیلی سرد،با اون گندی که زدیم و راهمون رو طولانی کردیم و گم شدیم،وقتی حس کردم شیر داغ چقد خوشمزه است، فهمیدم آدمیزاد اگه درک و چشم و حافظه داشته باشه و به قدر کافی تعصب نداشته باشه،قطعا اگه گریزی به زندگیش بزنه چیزهایی پیدا میکنه که میتونه به واسطهشون بفهمه تمام علایق و سلایق و عقاید و افکار و چارچوبهای به درد بخور یا نخورِ مسخرهاش که زمانی بخاطرشون کلی جنگ و دعوا کرده و زندگیش رو خراب کرده، به گوزی بند بودن و از این به بعد هم هستن و همه شون میتونن با تغییر...
Nov 19, 2020•41 min•Season 1Ep. 5
با علی داداشم و عرفان دوستم که مهمترین مشخصهای ظاهریش اینه که میتونه تا آخرین قطرات انرژیش حرف بزنه و از این بابت که با یه آدم کم حرف مثل من دوست شده،میشه گفت جفتی بد شانس هستیم، توی پارک میچرخیدیم که خوردیم به پست چندتا گروهِ نوازندهی خیابونی. هرکدوم تو یه سبکی میزدن و میخوندن،از ایرانی و پاپ و سنتی بگیرید تا راک و رپ. اولش تصمیم گرفتیم بریم پیش یکی از گروههایی که راک میزد ولی دیگه پیداشون نکردیم و اومدیم پیش بچههای ایرانی زن و ایرانی خون.دورشون از همهی گروهها شلوغتر بود و یه دختر ...
Nov 10, 2020•38 min•Season 1Ep. 4
با کارِل رفتم بیرون که یه قدمی بزنیم. کارل دوستمه،۶ ساله که با هم زندگی میکنیم و پابهپام تو این ۶ سال خندیده و گریه و بازی کرده و به هم عشق دادیم. هنوز از خونه خیلی دور نشده بودیم که اون دستِ خیابون یه پیرمردی صدام زد،اسمش رو یادم نیست. از اون پیرمردهای لج باز بود که احتمالا خون بچههاش رو کرده بود تو شیشه و اگه از نزدیکانت باشه لازمه هروقت میبینیش چند بار کلهات رو بذاری لای در و انقد بکوبی تا تموم کنی. مثلا من رو صدا کرد که با من حرف بزنه،ولی همش با حسن آقا حرف میزد.حسن آقا دوستش بود که ...
Nov 02, 2020•38 min•Season 1Ep. 3
(بخش اول) هرچی کمتر خودمون رو بشناسیم،تو این جامعهی نکبتی راحتتر و بیشتر حالمون بد میشه و ول میچرخیم.چون کسی که خودش رو نشناسه مثل یه دستمال که توی آبه و هرجا آب بره اونم میره،جامعه میتونه به هر سمتی که دلش میخواد ببرش. تنها تخصص و تلاشِ جامعه اینه که به زور یه چیزی رو بکنه تو مخت تا پیش خودت فکر کنی اگه انجامش ندی و اون جوری نباشی یه عضو بدبخت و به درد نخوری.یه نگاه به رسم و رسومات جامعه و خانوادهها بندازین ،اصلا فکر کردین چقدر بیدلیل و متعصبانه بهشون پایبندیم؟ داستان،داستانِ خواهی نش...
Oct 26, 2020•43 min•Season 1Ep. 2
این اولین قسمت رادیومه که ۴ سال پیش درستش کردم که به بخاطر یه سری مشکلات فنی و اندکی تنبلی و بیحالی ساختش متوقف شد. بعد از گذشت ۴ سال به واسطهی یکی از دوستام که اعلام آمادگی و علاقهی شدیدی برای ساخت دوبارهی رادیوم کرد،تصمیم گرفتم فصل دوم رادیوم رو این دفعه با کمک همون دوست مذکور با اندکی تغییرات بسازم. به همین دلیل لازم بود برای شما قسمتهای فصل اول رو دوباره منتشر کنم تا با فضای خاص و متفاوت رادیوم آشنا بشید. رادیوم درواقع یه فیلم از زندگی واقعیه که تصویر نداره و همهی شخصیتهای توی اون،شخص...
Oct 16, 2020•56 min•Season 1Ep. 1