¶ زندگی اولیه، نویسندگی و سرنوشت
کتاب جنایت و مکافات شامل دوجلد اثر دستایفسکی شرح حال دستایفسکی فیولر دستایفسکی در اکتبر سال 1821 در یکی از بیمارستان های اطراف موسکو که پدرش پزشیانجا بود به دنیا آمد از جزئیات دوران کودکی و چیزی در دست نیست فقط می دانیم که پدرش مردی تونخو و عصبانی بوده و این تونخوی در اثر مرگ همسرش شدیدتر یردید و بالاخره به همین سبب هم به دست رعایی خود کشته شد البته
این حال پدر در اخلاق و روحیات پسر بی تأثیر نبود. فیادر پس از پایان تحصیلات متوسطه با برادرش به پترزبوک رفت و در مدسه مهندسی نظام به تحصیل ریاضیات پرداخت. و در سال 1843 تحصیلات خود را به پایان رسانید زمنان در دوران تحصیل بنابرای زوق فطری به عدبیات علاقمند گردید و مخصوصا آثار بالزاک در او خیلی تحصیل نمود به طوری که مدتی به ترجمه آنها مشغول شد در همین دوران بود که فقر و تنگ دستی بر او فشار آورد و نشات و شوادابی جوانی را از او را بود
با این حال میل و فریفتگی داسته افسگی به عدبیات انقدر بود که از استخدام در ارتش خودداری با پیروی از سبک گوگل پشکین و تا اندازه بالزاک به نویسندگی پرداخت در سال 1864 پس از چند سال سرف وقت و زحمت اولین کتاب خود را به نام مردمان فقیر منتشر ساخت این کتاب
با این که به شیوه گوگل و به تقلید از اون نوشته شده کاملا ابتکاری نبود معهازا به واسه تزید و تحلیل دقیق ناکامی های طبقات محروم اجتماع و تعمق در روحیات آنها و به علت سادگی معسلش مورد توجه بلینسکی منقد معروف و سایر استادان و نویسندگان روسیه مخصوصا ترگنیف و نکرسوف فاقع شد و آنها ظهور نابغی را در عدبیات روسیه پیشبینی نمودند همین تشویق و موفقیت موجب شد که در ظرف سه سال چهار اثر با عرضش شبهای سفید، شبیه، آقای پروکارچین و نینو چکناوارا نوشت و معروفیت بیشتری حاصل کرد
متاسفانه این پیشرفت به واسطه حادثه ناگواری که موجب گرفتاری و تغییر حال دستی افسکی شد متوقف گردید توضیح آنکه در آن زمان نیکولای اول در روسیه سلطنت می کرد و با هر نوع جنبش آزادی خواهی و برقراری ادالت اجتماعی جدن مخالفت نموده و از کوچکترین اقدام در این قسمت
با کمال قصاوت جروگیری می نمود در ندیجه این نحو استبداد که سبب اختلافات شوید طبقاتی و خرابی اوزای اجتماعی شده بود طبقات جوان و روشن فکر متمایل به آزادی شده برای برقراری ادارت اجتماعی مخبیان فعالیت می نمودند و انجمنهای تشکیل می دادند یکی از این انجمنها جمعیت مخبی پتراشفتگی بود دستیرسی در سال 1849 به جرم ازوییت این جمعیت با نه نفر از همراهانش گرفتا گشت و پس از گزراندن 18 ماه در زندان محکوم به ایدام گردید در همین مدت هشتن ما دستیبسکی به مرض سر مبتلا گردید
این دهنفر را به میدان اعدام بردند و تمام تشریفات اعدام از قبیل بستن به چوبه دار و چشم بستن و غیره را انجام دادند ولی در همون لحظه آخر که نزدیک بود حکم اجرا شود معمولی ترا داد که تزار در مجازات محکومین یک درجه تخفیف داده و به دین طریق دستیفسکی به چهار سال حبس با اعمال شاقه و محرومیت از تمام حقوق مدنی و اجتماعی محکوم کردید نویسنده بزرگ پس از گذارندر این چار سال حبس روحیش چنان تغییر کرد که مایل نشد به پترزبورد برگردد و شیست سال هم به دنبال آن چهار سال در ترکستان ماند بعد
¶ بازگشت به ادب و تحول فکری
در سال 1859 به پترزبورد برگشت و مجددن مشغول نویسندگی شد و کتاب دهگده استپان کچف و احالی آن را نوشت آبسکین پهلوان این داستان تنفر انگیسترین تصویر است که تا کنون در عدبیات انتقادی روسیه تشریح گشته است. به معییت برادرش مجلی زمان و بعد مجلی دوران را انتشار داد و کتاب معروف آزرددان که تأثیر دیکنز به خوبی دران مشهوده است و کتاب خاطرات خانه انبات را در همین مجله ها منتشر نمود موضوع کتاب اخیر شرح رنج و شکنج و سختی ها و بدبختی های زندانیان سیبیری است
در این کتاب دستیفسکی با قدرت کاملی به توصیف عظمت و بزرگی و توانایی بعضی از محکومین و جانی های زندان سیبری پرداخته است و این کتاب دوباره دسته افسگی را به خاطر آورد و تأثیر شدیدی در افکار عمومی کرد به طوری که خود تزار هم هنگام خاندن این کتاب نتوانست از گریستن خودداری کند
پس از انتشار این کتاب آثار دستیبسکی جنبه دیگه به خود گرفت و کتاب های مهم و مفصلی منتشر نمود که از آثار قبلیش کاملا متمایز است و به واسه تحمل مشقات زندان دیگر در انها هیچ اثری از انقلابی بودن و شور و حرارت پیشرفت جامعه و کوشش برای بهبودی زندگانی توده دیده نمی شود و آثارش کم کم جنبه فلسفی و مذهبی گرفته دوگانگی یزدان و احریمن و تجسسم و تحلید روح شیطانی و رحمانی در سراسر آنها دیده می شود
در سال 1864 کتاب روان زیرزمینی را که اصل و هسته مرکزی آثار اوست منتشر کرد. نوزو این کتاب هم مانند کتاب های دیگرش مسئله آزادی بشر است این کتاب نقطه تول نوشته های اوست و رشد قطعی نبوغش را آشکار می سازد سری آثار بزرگ و مهمش با همین کتاب شروع می شود بحران ایرانشان می دهد که او را از حالت ایدئالیست بشر دوست ایام جوانیش به خالق تراجیک دوران پیری تبدیل نمود شارل دبوست منقل معروف و معاصر فرمسوی در باره این کتاب می گوید من هم مانند اندره جید معتقدم که کتاب روان زیرزمینی مرکز و کلید تمام آثر دستیفسکی است.
این کتاب یک نمونه کامل از عدبیات احریمنی و نتیجه فعالیت نشخارهای مغزیه است اگر نیکه به قدرت تمایل دارد و آن را معده می کند این تمایل را نباید با احریمنی احریمنی اشتباه کرد و هر یز نباید فرانوش کرد که همیشه محور افکار نیچه تفکر و مبارزه بر علیه خودش بود است در منطقه احریمنی دستیفتی
به سراشیبی می گراید در صورت که نیچه برعکس از آن می گذارد و سعود می کند شاید دسته افسی متعمد نبوده که آثار شیطانی بسازد بلکه چون نبوغش تیره و پرپیچ و خم بوده افکار شیطانی در آن مقام می گرفت پس از انتشار این کتاب دستیفسکی در 17 سال آخر عمرش
¶ شاهکارهای پایانی و رنجهای نویسنده
مرتبن کتاب های منتشر نمود که او را در ردیف کلاسیک های بزرگ جهان قرار دادند از آن جمله کتاب جنایت و مکافاد می باشد برای اولین بار در سال 1867 این کتاب پرسر صدا و بسیار مهم در مجله پیک روسی انتشار یافت این کتاب یک شاهگار حیجان شدید و روانشناسی تحلیلی است دسترسی در این کتاب اوضاع زندگی مهنتبار افراد تیر روز و محروم را مجسم می کند و روحیات پهلوان خود را با ام و تیزبینی عجیبی نمایش می داد
بعد از برادران کارمازوف این کتاب بهتری شاهکار داسته افسکی محسوب می شود. از سال 1867 دوران مسافرت و آوارگی داسته افسکی به خالی از روسیه فرا می رسد.
در کشور های بیگانه بود که در همین سال احریمنان و در 1869 کتاب معروف ابله را نوشت مجددن در 1871 بروسی بریشت و بقیه آثارش را که کتاب جوان و قمارباز از اون جمله است انتشار داد در سال 1876 مجلهی به نام دفترچه ها یک نویسنده تأسیز کرد این دفترچه از جات این که حاوی نکاتی در باره وضع روحی خودش می باشند بسیار مهم و قابل توجه هستند بالاخره در سالهای 1879-1880 آخرین اثر و شاهکار جاودانش برادران کرمازوف انتشار یافت که باعث شهرت عبدی و جهانی او گردید
از آن پس دیگر پیری و زعف و عصبانیت و دردرنجی که در دوران زندگانی تعمل کرده بود توانایی هر نوع فعالیت را از او سلب نمود تا این که در جانبیه 1881 بدرود حیات گفت و دوران شکنج و رنجش به پایان رسید ملت روس با تشید جنازه بی نزیر و باشخوی از نویسنده ملی محبوب خود قدردانی نمود و دستیفتگی نیز برای همیشه از این پیشانی و بیچارگی نجات یافت زیرا واقعا کم تر کسی را می توانی آفت که در تمام دوران زندگی با آن همه درد و رنج و بدبختی مباجه و دست به گریبان شده باشد
قیافه دسته افسکی را به دین نحب مؤثر رسم کرده است. مردی بود خوتا قد و خشک و عصبانی که به علت شهست سال زندگانی پرنج و ملالت فرسوده و گوش باشده بود.
پجماردگیش بیش از پیش جل به توجه می کرد و باریش بلند و موهای خورماییش به بیمار جوانی می ماند با این حال چون گربه تند و تیز بود صورتش ماننده صورت دهقانان روسی بینیش تبدید برامده اش پوشیده از چین و شقیقه هایش مثل این که با چکش کوبیده شده باشد فرو رفته بود تمام خطود چهرش منقبض و بردهانی دردمند فرو افتاده بودند هرگز بر چهری هیچ انسانی انقدر رنج و علم متراکم مشاهده نکردم
این احساس شدید درد و رنجی که از دوران حبس سیبری شروع شد عشق زعفا و آزادگان را به او تلقیم نمود دسترسی خودکان را نیز جز این طبقه می شمود مخصوصا زجر آزار آنها را بنده شاید هم از نظر همین احترام به زعیف بوده که در بیشتر آثارش همیشه فضیلت مطلق را به زنان اختصاص داده است
¶ ریشههای ادبی و نارساییهای هنری
دستیفسکی از نظر سبک و عدبیات و فلسفه کسانی که به سیر و تحول عدبیات روسیه در قرن 19 هم آشنا نیستند شاید با خاندن آثار دستیفسکی تصور کنند که این نویسنده از ابتدا فردی منحسر و سبک و روشش یگانه و مخصوص خودش می باشد ولی هیست که این نظر صحیح نیست زیرا کمتر نویسنده را می توانی آفت که و اندازه دستیفسی پیروه گوگل و پوشین
و سایر نویسندگان بزایی روسیه باشد کنان که خودش هم زمن نطق معروفی که هنگام افتتاح مجسمی پوشکین ایراد کرد پس از ستایش زیاد از پوشکین سریحن به استادی و نفوز او در نویسندگان بعدی اعتراف کردونیست از سوی دیگر با کمی دقت به خوبی می تواندر یافت جروان شناسی رعالیستی دستیفسی که اهمیت آثارش وابسته بدان است
تا چند آزه مدیون همان عمل اختلاط حقیقت و خیال پشتین است همچنین تأثیر شدید گوگل در آثار اولیه دستیفسکی مخصوصا کتاب مردمان فقی به حدی محسوس است که بلینسکی منقض معروف پس از انتشار این کتاب گفت گوگل جدیدی تولد شده
برای اثبات این موضوع جمعه معروف دستیفسکی که گفته است ما همه نتائج کتاب شنل گوگل هستیم بهترین برهان است با تمام اختلاف محسوسی که مردمان فقیر دستیفسکی از حیث سبک و تصور و درک جهان خارج با کتاب شنل گوگل دارد بازم خاننده بی اختیار تصور می کند چه شاید این کتاب دنباله آن باشد با این فرق که این کتاب را
باطله و منقه نشده گوگولیا احیانا اثری که شایدان خوب او خواهد دانست خفمن منقه معاصر عدبیات روز در این باره می گوید اگر گوگل اشتباه نکرده بود و همان راهی که پوشکین نشان داد پیروی کرده ادامه می داد می توانست دستیرسکی بشود چنان که بعد از مردمان فقیر در کتاب های شبیه و پروکرچینلیز تأثیر گوگول و پوشکین به خوبی پیداست ولی در این حال آنها را می توان آثاری ابتخاری که تلیعی روانشناسی تحلیلی مخصوصی را نمودار و امتیاز خصوصیت نویسنده را معرفی می نماین دانست
از جاعت دیگر نیست تشابه زیادی بین این دو دیده می شود مثلا یکی سبک رعالیسم احساساتی است که عبارت از کشف حالات و وصفیات خوچک ناموزون بی سرطه مخصوصی می باشد که در آثار هر دو به خوبی دیده می شود آثار دستیفسکی از جنبه روانشناسی تحلیلی و سروت فکر و مضمون و خلاقیت بسیار قنی و با عظمت هستند ولی متاسفانه جنبه هنری را آنطور که شایستی چنان آثاریست دارانه می باشند و علت آن را می توان از دو جهت یکی از جهت عدم برخورد و توجه به طبیعت
و زیبایی های گوناگوندان است چون طبعا مواجهه و دقت در آثار طبیعت و وسبیات و پردسازی های شاعرانه که لازمه اثر اونریست در آنها تأثیر به سزایی دارد زیرا همونطور که میدانیم داستیفسکی نجیبزاده فقیری بود که از پدری طبیب در شهر موسخو به دنیا آمد و در شهرهای بزرگ نشب و نمایی آفته و هرگز در آغوش طبیعت یا سهرا و کوهستانها نیارمیده بود. تاماننده ترگینیف نویسنده ماسرش که تمام این وسائل برایش مهمیه و قالب اوقات را به گردش شکار می گذارانید بتواند انطور آثار فانتیزی و زیبا به وجود آورد از این جد
همیشه موضوع اصلی تمام آثار دستیفسکی، انسان و بحث و تدقیق در رویات طبقات مختلف مردم می باشد. توجه به طبیعت در درجه دوم یا ثوم قرار دارد. جهت دیگر زعف هنری آثار دستیفسکی موضوع فقر و بیچارگی و آوارگی دائمی و میل مفرط رو به قمار بود و بیشتر تناقضات و درهم برهمی و بینزمی و عدم مراعات تناسب در قسمتهای آثارش به همین علت است زیرا از جهت استیصال او مجبور بود که زیاد و با اجله کار کند چنان که قالبن هنوز کتابی را شروع نکرده
قیمتش را دریافت و خرش کرده بود و گاهی اتفاق می افتاد که زنش مدتی مجبور می شد در رخت خواب باقی بمانند زیرا دستیرسکی آخرین پیراهن او را در قمارخانه باخته بود چند که گاهی تازه شروع به نوشتن قسمت دوم کتابش می کرد که قسمت اول چاپ و منتشر شده بود و در قسمت دوم کتاب بی تناسب بست پیدا می شد و دیگر برای معلف تنقیه و متناسب ساختن تمام قسمتهای کتاب غیر ممکن بود در نتیجه کتاب دارای اپهام و پیچیدگی و تناقضاتی می شد و باز در نتیجه همین اجله و نداشتن وقت و فرصت کافی بوده که می بینیم در تمام آثارش
همان موضوع ها و همان افکار منطقه به شکل های دیگر که فقط قوه تصوری خلاق و بی نظیری چون دستیبسی می توانسته این نه تغییر شکل های عجیب را ایجاد کند تکرار می شد
¶ واقعگرایی تخیلی و اوج نبوغ
ولی باز آن وضوح و رسایه کاملی را که خود دسته ارسکی می خواسته دارا نمی شد که انکه خودش می گوید چهل سال فکری مغزم را اشغال کرده که اگر توانایی بیانش را می داشتم موجه به سعادت جامعه بشری می گردید باز همین نداشتن وقت باعث شده که دستیفسکی نتواند برای مایه و صحت آثارش مانند تولستوی و تورگینیف به جستجوی اصناد و مدارک واقعی تاریخی به پردازد و فقط از قوه فکر و تخیل فوقلاده خود استنداد می کرده و این است که رعالیسمی احساساتی و تصوری به وجود می آورد
نماننده معاصرینش تحققی به طوری که به سختی میتوان باور کرد شخصیت های نظیر رسکولنیکوف وشگین وسترارگین و کرامازوف ها دیگر وجود داشته باشند بلکه حقیقت این است که در تمام اینها افکار و احساسات مختلط مخصوص خود دستیفسکی است که با مغز خلاق فوقلادهش موجب ابداع چنین تیب های متقاعد کننده یشتی که خاننده تصور می کند واقعا چنین تیب های وجود داشتند در چلات که هرگز تا زمان دستیبسکی این نوع مردم غیر معمولی در زندگانی عادی وجود نداشتند بلی می توان گفت که بعد از او
خیلی ها با خاندن کتاب هایش خود را شبیه به آن قهرمان ها ساختند و نقش مریض حیجان های عصبی را بازی کردند در حقیقت این عوالم تخیلی داستیفسکی را زندگانی پدید نیاورده بلکه خود داستیفسکی بود که ابدهی را تحریک کرد مانند پهلوانان رومانهایش زندگی کنند دسترسکی شخصیت های اخترامی کرد که افکار و احساسات مخصوص خودش را تجسسندند. آنها را به نحوی که میل داشت وجود داشته باشند و رفتار خونند و فکر و احساس نمایند معرفی می کرد.
در حقیقت دستیرسکی ریالیست تحولات رستاخیز زندگانی نیست بلکه ریالیست حالات نوهای مصنوع خودش بود ولی کن استادی و قدرت بی نظیری در روانشناسی تحلیلی داشت چونان با مهارت به تحلیل و تزیم مغز و قلب قهرمانهایش پرداخته که واقعا خاننده حق دارد اشتباه کند که چون این مدمانی وجود داشتند.
البته در این ابداعات مرز سر هم بیتثیر نبوده و بیشتر این حیجان های مغزی مربوط به همان مرز است خلاصه معلوم شد که قسمت امدی زعف هنری آسر دستیبسی به علت بیچارگی و گرفتاری بوده که موجب پریشانی و بده اصنای آوردن وقت و فرصت کافی شده خودش نیز این قسمت را متوجه بوده چنان که می گوید از من انتظار شاخار دارن دستورتی که نمی دانن با چه اشکالات و بیچارگی هایی مواجه هم فشار چطور مجبور می خوند که هرچرا
شروع می کنم زود به اطمان برسانم من ما بین انباج پریشانی و فکر و خیال چیز می نویسم اگر کمی بیش از این به خود تحمیل کنم مرز و ناتبانی عصابم را خرد و از پایم در می آورند چنان که می بینیم در اواخر عمر که دیگران مسکنت و بیچارگی ها تا اندازهی مرتفع و آرامش و فرصتی برایش دست می دهد چنان شاهکار جاودان و عظیمی به وجود می آورد که تا عبد زامن بلندی نام و مقامش در عدبیات دنیا می گردد این شاکار همان کتاب برادران کرمازوف می باشد که از هر حیث با شاکارهای بزرگ از آویل شاکارهای گوته شکسفیر و دانته برابری می کند
دستیرسی در این کتاب مفصل و طولانی که مجموعا دارای چهار قسمت و نود و شش فصل و یک خاتمه است دوباره تمام افکار و سجایه و موضوعهایی رو که در آثار قبلیش تهر کرده بود به نحو کاملتر و بهتری با مراعات اصول هنر و دقت در سبک تحریر نمایش داده انسان را در برابر آن همه فعالیت مغز خلاقش مبهوت و به اعجاب و تحصیل بامی دارد
¶ فلسفه رنج، دوگانگی و فردگرایی
به اعتباری این کتاب را می توان شرح و تفسیر بر کتاب عجیب روان زیرزمینی که آن را مرکز و کلید آثارش می خوانند دانست تأثیر امیق دستیفسگی را در نویسندگان و فلاسفی بعد از خودش بیشتر به وسیل این کتاب و کتاب روان زیرزمینی باید دانست بعد از خانده این کتاب میتوان پی بورد که چرا نویسندگان و دانشمندان به متح و ستایش دستی افسکی پرداختند و دیگر
تجب نمی کنیم وقتی ببینیم نویسنده ای مانند پول کلاودل می گوید شیکسپیر و اشیل و دانته و دستیفسکی استادان من بودند و رمز هنر را آنها به من نشان دادند و همینجور دایتور معارف بریتانیا جنبی توانایی و امق دستیرسکی را این نه می ستاید دستیرسکی از نظر تخیل روانشناسی
و قدرت ساختن درام و حقیقی و مجاب کننده بودن پهلوانان داستانهایش بی نظیر است در بیشتر نوشته هایش پرسش کننده امیر ایست که تنها در دوره های اخیر پسکال و نیچه را میتوان همردی فودانست بعضی ها در این قسمت ایراد گرفته میگویند که داستیفسکی سوال ها و موضوع های پیچیده و دردناکی که
قسمت اعظم زندگانی بشر را تشکیل می دهند با دقت و موشکافی عجیبی مطرح ولی هیچ خونه پاسخ و راهچار و رحایی را نشان نمی دهد این ایراد را جان میدلتون موری در کتابی که به تحلیل انتقادی آثار دستیفسکی اختصاص داده این طور جواب بیدد نویسندگان بزرگ روسی آمومن و دستیفسکی خصوصا اهمیتشان در این است که سآل می کنند و سآلات را به نفی تر می نمایند که صورت راه نمایی پیدا می کند در این راه نمایی عوامل جواب در خود سآل مزمر است
آلیترین شاهکانهای هنرمندان بزرگ آنهایی هستند که وضع استفهامی دارند. زیرا روان و عقل ترجیح می دهد با آنها متوجه شود تا به آثار دیگر. چون روشنی و وضوح احساس در اینها به مسابه سپری قویست که می تواند مانه هر گونه تیرگی باشد پس سآلات اینها نیز خود راه کشف قسمتی از مهم ماها را نشان می داد
باید در نظر داشت که مرز و عصبانیت در زندگی و آثار دستیفسکی تأثیر فوقلادهی داشت است. اندرجید بگوید بیشتر عظمت دستیفسکی در این است که هرکز ندانست زندگانیش را چگونه راه نمایی کند؟ شاید منظور جیر این باشد که پریشانی و بی ترتیبی زندگانی و مرض و عصبانیت دستیرسکی بود که باعث این عظمت و بروز چنان آثاری شد پاره دیگر متقدند که گاهی افراد ناراحت و غیر سالم رستاخید و تحریر مهمی را به وجود می آورند زیرا فکر در حال سلامتی استراحت می کند و تا زمانی که وضع و محیط و اشیای آن خرسندش می سازد
نمی تواند انقلابی به وجود آورد بیشتر نوابق و متفکرین از عدم تعادل درون خود و عدم توافق اوزای جهان با افکارشان در رنج بودند و در نتیجه امیال و حوث های آنها درهم و بی نزم می شد و همین عمل بانا اجازه خلق و ایجاد معنویات را می داده است دستیفستینیز از این طبقه بوده و مرض سر هم در هنرمندی وی اثر فراوان داشته
از این جهده است که همیشه پهلوانان خود را از این طبقه غیر آدی و شوریده انتخاب می کرده زیرا به نظرش احساس این طبقه با ارزشتر از سایرین است بلت اون که هواها و امیال سرکشانها مستعد ایجاد آثار و حرکات کامران غیر منتظره و احیانا خیلی امیغ می تواند باشند از مشخصات این قبیل اشخاص دو شیز است که دستیرسکی هر دو رو به حد کمال دارا بود یکی تواتر و توالیه سریع احساسات است که به دین وسیله می خواهند از تحدید دائمی کسالت
فرار و علاقه به زندگی را تجید نمایند و همین توالی و حرکت احساسات باعث خلق و کسرت موضوعهای آثار آنها شده و بهتر آثار آنها را پرمایه می گرداند دیگر متحرک بودن و بلگردی خود شخص است بیشتر عصبانی ها قادر نیستن که مدهی در یک محل بمانند و دائمان به گردش و آبارگی می پردازند
نمیتوان علت این عمل را همین نارهتی ظاهری دانست بلکه آمل از دین ولگردی مغز است ولگردی شخص مظهر تلاش و حرکت و نارهتی فکر اوست اشخاص عصبانی مجموعه احساسات و زوغ و تمایلاتشان احتیاج به تغییر دارد اگر از محلی به محل دیگر آباره می شوند بلدت آنست که احساساتشان گرفتار تلون و آبارهی است
آنها یک احساس یا یک عشق و میلی را رها کرده به دیگری می پردازند مسافره تغییر محل فرار به سوی کشورهای دوردست همه از مشخصات زندگانی این قبیل عصبانی هاست از این جد به واسه برخورد و مواجهه با بسیاری از موضوع هایی که مخصوص آن محل هاست خیلی چیزهای تازه چسب می کنند و برمایه خود می افسایند
باز دیده می شود که دستیفسکی در این قسمت هم سحم وافری داشته است محمولا نویسندگان به تشریح احوال شهوانی و روابط اجتماعی پهلوانان خود با محیط اطرافشان می پردازند ولی دستیفسکی اصولا به روابط فرد با خودش توجه دارد دستیفسکی مانند بعضی از فلاسفه به سنویت قائل است
اونتها این سنویت تا اندازه ابتکاری و مخلوق فکر خود اوست دسترسکی در انسان معتقد به دو مبله است که هر دو همیشه با هم مقارن و به موازات یک دیگر در فعالیت هست یکی متمایل به خوبی و دیگری به بدی چون که هر وقت عمل خوبی می کنیم احساس شادی می نماییم و در همون حال میل به بدی می کنیم و باز هم خورسند می شویم
شاید فرض برطری یک از این دقوبه که شخصیت ما را تشکیل میدهد اشتباه باشد اما در این حال این تمایل به خوبی و بدی به ما نشان می دهد که در هر فردی ادعاهای معارضی وجود دارد که وقتی به آخرین حد خود رسیدند به هم پیوسته و متصل می شوند
و این است همان مذهب فردی یا اندی ویدیوالیس که دستیفسکی به آن معتقد بوده چنان که از نظر اخلاقی هم نوپرستی و خودپرستی را مکمل یک دیگر می دانسته به دین معنی که تقویت یکی از آنها را تقویت دیگری می پنداشت است دسترسی متقده است که احساس آشفتگی و فشار و مسکنت در بعضی لحظات اجازه می دهد
انسان روح خود را دریابند شاید این موضوع در همین کتاب جنایت و مکافات بهتر و کاملتر از سایر آثار دستی افسکی تشریح و تحلیل شده باشد مثلا مرملا دفت کارمندی بیکار که زنش مسلور و بچه هایش قریانند و حاضر شده دخترش را در منجلا به فحشا قوت ورسازد و همه چیز خود را از دست داده و پاک باخته شده میگوید
آقا می فهمید راهی در پیش ندارم این فریاد از حلقون مردم معمولی یا کسی که رفتار و کردار خود را با خود و اجتماع تحت قاعده و نظمی تصبر می کند بیرون نمی آید بلکه آن را فقط از شخصی مانند مرملا دفت یا راست کل نخفت که جرعتان دارد که خود را به آب آتش زده همه چیز را از دست بدهد می توان انتظار داشت
گاهی در زندگانی این قبیل اشخاص موضوعهای سری و وحشتناکی یافت می شود که مانند قسمی خارجی که راه تنفس را مستود و شخص را مبتلا به خفقان سازد وضع غیر قابل تهمونی ایجاد می کند زیرا دائمان کوشش می کند استراب و پریشانی خود را از اقوام و دوستان و همانندهای خود پنهان دارند
این است که محیط تیرو و مشوشی برایشان درست می شود و زیر بار سنگینی های تمام آلام و بدبختی های بشری خورد می شود ناچار برای رهایی از این وز و گسستن زنجیر محاصر از محل خود خارج از وحشت به هر کجا که پیش پایشان بیاید فرار میکنند چند که راست کل نکفت پس از ارتکاب جنایت به زن روسفی می گوید اکنون دیگر جست کسی را ندارم بیا با هم برویم می دانم راه و مقصد من و تو یکیست
