PODGAP (02) | Persian Conversation (Int.): Holidays weekend - podcast episode cover

PODGAP (02) | Persian Conversation (Int.): Holidays weekend

May 13, 201915 min
--:--
--:--
Download Metacast podcast app
Listen to this episode in Metacast mobile app
Don't just listen to podcasts. Learn from them with transcripts, summaries, and chapters for every episode. Skim, search, and bookmark insights. Learn more

Summary

این قسمت پادگپ با بحث درباره تعطیلات آخر هفته در ایران و کشورهای دیگر آغاز می‌شود، سپس یک مکالمه دوستانه تلفنی درباره برنامه‌های آخر هفته از جمله خرید و سینما را شبیه‌سازی می‌کند. درس اصلی به معرفی و توضیح کامل زمان التزامی فارسی می‌پردازد، جزئیات ساختار، نفی و کاربرد آن با افعال کمکی را شرح می‌دهد. واژگان کلیدی از مکالمه نیز توضیح داده شده و بستر واقعی برای به‌کارگیری زمان التزامی فراهم می‌آورد.

Episode description

In this part we have a conversation about holiday weekends, you will learn new vocabularies and phrases that you can use in daily life! The grammar note is about subjunctive tense!
Music Credit: Mohammad Reza Lotfi

By subscribing to us at www.patreon.com/podgap you will get access to Persian Transcription, Transliteration & Worksheet of all the episodes that published.

Email: Podgapp@gmail.com

Transcript

خوش آمدید و برنامه های آخر هفته

Salam, my name is Morse. And I'm Hania. Welcome to Persian Podcap. and you've come to the right place. Persian Podscap is a new program. speak and understand Persian in just 15 minutes a day. The word gab in the name of pot gab is derived from a Persian word which means friendly conversation or speech. Joining us today and now let's get started with this lesson.

سلام بچه ها، امروز میخواییم در باره تحتیلات آخر هفته صحبت کنیم خب تو ایران معمولا آخر هفته روز پنشنبه و جمعه ها تحتیل رسمیه و بعضی جاها هم پنشنبه ها تحتیله ولی جاهای دیگه چطور؟ مثلا تو کشورهای اروپایی شمبه یک شمبه تحتیله و کشورهای عربی هم جمعه و شمبه آهان درسته چرا جمعه مشتره که بین مسلم

خب حالا برگردیم به تحتیلات آخر هفته معمولا آخر هفته ها چی کار میکنی؟ یا به مهمونی میرم یا مهمونی میدم خرید خونه رو هم معمولا آخر هفته ها انجام میدم راسته من ورزشو هم خیلی دوست دارم بعضی وقتا هم میرم طبیعت و کنورده راسته شما آخر هفته چی کار میکنی و کجا همیری؟ من بیشتر فیلم و سریال میبینم. کارهای عقب افتادم رو انجام میدم. بعضی وقتا هم اگه شد با دوستان میرم بیرون. کوه، پیاد روی، سینما، یک رستورال و یا فسفود خوب هم میرم. اونجا غذا میخوریم.

آه فراموش کردم بگم خونه مادر بزرگ و پدر بزرگم هم سر میزنم. خیلی دوستشون دارم. چقدر خوب. اگه آماده هستید بریم با هم این گفتگورو گوشگانی. ¿Aló? خوبم. تو خوبی؟ ممنون. بعد موقعی که زنگ نزدم. الان وقت داری؟ میتونی صحبت کنی؟ آره مشکلی ندارم. میتونم صحبت کنم. چه خبر ها؟ هیچی. زنگ زدم بگم. برنامه آخر هفته چیه؟ Out of the joy, bitty. آره کلی کار عقب افتاده دارم که باید آخر هفته انجامشون بدم. باید برم بازار و سخونه خرید کنم. کلی چیزی باید بخرم.

باید به خوهرم هم سر بزنم او چه همه کار بستش من و علی و سارا میخواییم بریم سینما میرسی بیایی؟ چه فیلمی؟ فیلم فروشنده همون که کارگردانش عصقر فرهادیه؟ آره همون درسته خیلی فریف ازش شنیدم. ساعت چند میریم؟ جمعه ساعت شیشه از... باید ببینم که کارم تموم میشه خیلی دوست دارم بیام قبلش خبرت میکنم باشه تونستی حتما بیام منتظر خبرت هستم باشه سعی میکنم بیام مرسی که زنی زدی خدافز

قواعد زمان التزامی

خب الان برمی گردیم به جملات و کلمات و با هم می فهمیم که این کلمات به چه معناست از بد موقع شروع می کنم بد موقع یعنی چی؟ بد موقع یعنی زمانی که مناسب نباشه وقت بعد Egg Jumley in Jadarim Mitunis of Batsoni, Ba Zaman Shayat, Boshomam or Pam Bosh, Ba Yanichi in J Zaman. به فارسی میشه مزارع التظامی و مادل انگلیسیش Subjunctive Tense هست خب حالا میتونی یک توضیح به ما بدی یعنی چی مزارع التظامی؟ بله

Uh the subjunctive tense has to do with elements of doubt, tentativeness, uncertainty, and vagueness. Also it is used for additional explanation. The subjunctive form in Persian is always a complement to the main verb in the sentence or clause. And this verb always falls secondary to a primary verb um in subjunctive sentence.

Remember that the Um the subjunctive tense is in present tense, which is the primary verb um sets the tense, for example, simple past, past progressive or etc. The subjunctive of simple verb is constructed by adding bear prefix to the present stem and addition of the personal ending. For example, uh the infinitive to eat in Persian is and the present stem is and the present subjunctive is For first singular person would be like Behora. Very good.

As in, The negation is constructed by replacing BE prefix with NA. For example, ¡Berava! ¡Narava! ¡Peguya! ¡Naguya! If the modal verbs must or should and perhaps or maybe are used in a sentence and the tense is present, the verb is in a subjunctive tense. For example, Bayat baan ja beravam. Or negative form is na bayat baan ja beravam. And for shyat? شاید به آنجا بروم and شاید به آنجا نروم میتونی مثلای بیشتری بزنی؟ آره حتما مثلا میخواهم به آنجا بروم I want to go there

I wanted to go there. Mitavoni Mruz Uro Bebini. You can see her today. Dirus Mitavonesti Uro Bebini. You could see her yesterday. You can see him tomorrow. البته معنی های مختلفی تو جاهای مختلف داره با توجه به این معنی میتونیم مثالی بزنیم مثلا بگیم قرار فردا بارون بیاد پس یعنی به معنی احتمال درسته اینجا یعنی احتمال اینه که بارون بیاد بله و معنی دیگه قرار داشتن به معنی ایت پلایست هست مثلا کتاب روی میز قرار داره یعنی کتاب روی میز هست درسته و کتاب روی میزه

معنی دیگرش به معنی قرار داشتن که اپوینتمنته مثلا میتونم بگم که امروز با دوستم قرار دارم بله پس قرار داشتن با کسی معنی دیگر قرار داشتن یا قرار به معنی آرام هست یا calmness که مخالفه انکشست هست که توی فارسی میشه بیقرار یا نگران مثلا خیلی بیقراری چی شده؟ درسته خیلی خوب قرار جایی بری تو این جمعه اگه نگاه بکنیم قرار باعث شده که فیلمون سبجنگتیف بشه یا همون مزاره التظامی قراره جایی بروی ولی تو حالت غیر رسمی به جای بروی میگیم بری قراره جایی بری خop ادامه بدیم

واژگان و مثال‌های التزامی

کار عقب افتاده مادل انگلیسیش بکلاک هست یعنی کارهای زیادی که باید قبلا تموم می کردید و انجام می دادید اما هنوز تموم نشده مثلا نمی تونم برم مسافره به خاطر این که کارای عقب افتاده دارم جمله بعدیمون انجامشون انجامشون بدم چرا انجامشون یکم عجیبه؟ شون همونطور که همتون میدونید pronoun هست و قبلن هم با هاش آشنا شدید مثلا کتابم لباسم کتابت یا کتابت و لباسشون اما اینجا این پرونان به اسم متصل نشده و به فل متصل شده که بهش میگن زمیر مفعولی. اگه بخوام به انگلیسی یکم توضیح بدم بهتون.

برای مثال فردا تو را میبینم میشه فردا میبینمه یا من این قضا را خوردم میشه خوردمش باید برم اینجا باز هم سابجانکتیف داریم به خاطر چی؟ به خاطر باید تو این جمله باید برم بازار واسه خونه خرید کنم واسه؟ بله واسه صورت غیررسمی برای هست. فور. جمعه بعد کل چیزی باید بخرم. باید بخرم. دوباره سابجنگ دید.

به خوهرم هم سر بزنم سرزدن یعنی چی؟ سرزدن یعنی دیدن ملاقات کردن یا وزیت هست درسته اوه چه همه کار Bele, ང ང ང ང ང ང ང ང ང ང ང ང ང ང ང ང ང ང ང ང ང یه جمعه تعجاوی هست که معادل انگلیسیش میشه exclamatory sentence درسته او چه همه کار میشه چند تا مثال بزنیم؟ مثلا میتونیم بگیم که چه قشنگ؟ یا چه هوایی؟ یا چه هوایی خوبی؟ درسته دقیقا راستش راستش من و علی و سارا می خواهیم بریم سینما راستش یعنی چی؟ Rastesh um is a spoken example that is used when you tell someone what you really think.

من و علی و سارا میخواییم بریم سینما میخواییم بریم سینما میخواییم باعث شده که بریم سابجنگتیب باشه خب میرسی بیای میرسی بیای میرسی یعنی چی؟ اما اینجا دیگه به معنی توریش نیست و به معنی وقت داشتن هست. یعنی وقت داری بی آی؟ آها و میرسی باعث شده که بی آی حالت سابجنکتیو داشته باشه بله درسته خب ادامه بدیم همون همون که کارگردانش اسخر فرهادیه همون Hamun is used to emphasize that you're talking exactly about one particular thing or person. For example, the very same story. From the very beginning.

برای مهمونی کدوم لباسو میپوشی؟ همون که تازه خریدم امروز علی رو دیدم علی؟ علی کیه؟ همونی که همکلاسی ما تو دانشگاه بود خب جمعه بعد خیلی تعریف ازش شنیدم خیلی تعریف ازش شنیدم تعریف طریف میشه definition اما اینجا به معنی praise یا compliment هست درسته ازش؟ یعنی از آن یعنی از اون فیلم یعنی اون فیلم is highly praised دوباره سابجنگتیف باید تحصیل گذاشت روی فل و شده سابجنگتیف دوست دارم؟ بیام خیلی دوست دارم بیام دوباره سابجنگتیف چرا؟ دوست دارم باعث شده که

فیلک بعدیمون سابجانکتیو باشه قبلش خبرت می کنم قبلش یعنی قبل از اون خبرت می کنم یعنی به تو خبر می دهم درسته حتما بیا Hatman B. بیا اینجا به معنی کام امپرتیبه جمله بعد سعی میکنم بیام

مرور زمان التزامی و گفتگو

اینجا بیام سابجانکتیوه به خاطر سعی می کنم. حالا برمی گردیم اول و جملاتی که در اون سابجانکتیو یا همون مزارعه التظامی استفاده شده رو مرون می کنیم. جملاتمون بود میتونی صحبت کنی و میتونم صحبت کنم که در اصل بوده میتوانم صحبت بکنم اما در گفتار غیر رسمی و صحبت کردن شده میتونم صحبت کنم درسته جمعه بعد بود قرار جایی بری قراره باعث شده که اینجا سبجنگتیب بشه بری یا جمالات دیگه مثله؟ باید آخر هفته انجامشون بدم یعنی باید آخر هفته آنها را انجام بدهم باید برم یا باید بروم

باید خرید کنم یا باید خرید بکنم چیزی باید بخرم باید به خوهرم هم سر بزنم می خواهیم بریم یا می خواهیم برویم Mi resti biai ya mi resti biai? Bajad bebinem? Dost daram biaam ya dost daram biaiam? و سای می کنم بیام. سای می کنم بیام. حالا یه بارد ایگه به این گفتگو گوش می کنیم. ¿Aló? सालम हन्य, हालत चतर है? خوبم تو خوبی؟ ممنون بعد موقعی که زنگ نزدم الان وقت داری؟ میتونی صحبت کنی؟ آره مشکلی ندارم میتونم صحبت کنم چه خبر ها؟ هیچی زنگ زدم بگم برنامه آخر هفته چیه؟ Out of the joy, bitty.

آره کلی کار عقب افتاده دارم که باید آخر هفته انجامشون بدم. باید برم بازار و سخونه خرید کنم. کلی چیزی باید بخرم. باید به خوهرم هم سر بزنم اوه چه همه کار بستش من و علی و سارا میخواییم بریم سینما میرسی بیایی؟ چه فیلمی؟ فیلم فروشنده همون که کارگردانش اسقر فرهادیه؟ آره همون درسته خیلی تعریف ازش شنیدم ساعت چند میرین؟ جمعه ساعت شیش از باید ببینم که کارم تموم میشه خیلی دوست دارم بیام قبلش خبرت میکنم باشه تونستی حتما بیام منتظر خبرت هستم باشه سعی میکنم بیام مرسی که زنی زدی خدافر خدا نگهدار

This transcript was generated by Metacast using AI and may contain inaccuracies. Learn more about transcripts.
For the best experience, listen in Metacast app for iOS or Android