پادکست کوچه روایتگر داستان شهاب جوانی ۲۰ ساله.
شهاب جوان بهائی ۲۰ سالهای است که داستان زندگی خود رو برای ما بازگو می کند. او در شب تولد ۲۰ سالگی اش، از بهترین دوستش، ستاره، هدیه ای فوق العاده دریافت می کند. دفتر خاطرات ستاره! شهاب و ستاره چند سال پیش، بعد از آشنایی، تصمیم به نوشتن خاطرات خود کردند. به بهانه این هدیه ارزشمند، شهاب سری به دفتر خاطرات خود می زند، و وقایع ۵ سال گذشته که زندگی او را به کلی دگرگون کردند را برای ما می خواند.
Last refreshed: ⓘ
Follow this podcast in the Metacast mobile app to refresh it and see new episodes.
Don't just listen to podcasts. Learn from them with transcripts, summaries, and chapters for every episode. Skim, search, and bookmark insights. Learn more
با پلمپ شدن محل کار شهاب به علت تعطیلی بهائی، ستاره و شهاب فرصتی پیدا می کنند که بر روی اولین برف پاییزی قدم بزنند و احساسات خود را با هم در میان بگذارند.
شهاب نیز از رفتن بهمن از ایران با خبر میشود و در قراری که با هم در کافه کوچه گذاشته اند، بهمن از وظیفه ای که ستاره و شهاب بر عهده او گذاشته اند صحبت میکند.