مردم کوچک آرزوهای بزرگ - رزا پارکس
داستان رزا پارکس از مجموعه "مردم کوچک، آرزوهای بزرگ". موسیقی متن آهنگ "رزا پارکس" از گروه outkast. تصاویر کتاب را میتوانید در لینک زیر ببینید: https://youtu.be/4g12HfhTy4E

داستان رزا پارکس از مجموعه "مردم کوچک، آرزوهای بزرگ". موسیقی متن آهنگ "رزا پارکس" از گروه outkast. تصاویر کتاب را میتوانید در لینک زیر ببینید: https://youtu.be/4g12HfhTy4E
شنل قرمزی به روایت راوی گنبد کبود
یویو یک بچه یوزپلنگ ایرانی است که با مامان یویو و بابا یویو زندگی میکند و ما داستانهایش را برای شما روایت میکنیم. این مجموعه داستانها برای آشنایی بچهها با مفاهیم مختلف مثل فصلها، مناسبتها و غیره است. در این اپیزود آهنگ پاییز با صدای هانی نیرو از آلبوم ترانههای پردیس را هم میشنوید.
این اپیزود را ندا یکی از شنوندگان ما خونده است تا کمک کنه به بچههایی که روز اول مدرسه دلشوره دارند. این هم توضیحات ندا " فردا اول مهر، شروع مدرسههاس و دانشآموزهای قشنگ ما سال تحصیلی جدید رو شروع میکنن. شروع سال تحصیلی مثل هر شروعی و برای هر رده سنی با استرس و اضطراب همراهه. چه خوبه بچهها بدونن ما متوجه دلشورهشون هستیم، بهشون حق میدیدم و مثل همیشه کنارشون هستیم. کتاب دلشوره روز اول سعی میکنه به بچهها در شناخت احساس استرسشون کمک کنه و بهشون بگه “همه روز اول سال جدید دلشوره دارن”. من این کتاب...
الفبای حیوانی هدیه ما برای اول مهر کودکان فارسیزبان
"موتور کوچولویی که تونست" یک داستان عامیانه آمریکایی است که پس از انتشار در سال 1930 در ایالات متحده مشهور شد. این داستان به کودکان ارزش امید و پشتکار را نشان میدهد و بر اساس یک نظرسنجی آنلاین در فهرست صد کتاب برتر معلمهای مدرسه در آمریکاست. جمله معروف این داستان "من فکر کنم که میتوانم" و "من فکر کردم که میتوانم" بارها در فیلمها، داستانها و مقالههای دیگر هم تکرار شده است مثل فیلم دامبو که وقتی دامبو میپرد این دو جمله را میگوید، و یا شل سیلوراستاین هم یک شعر دارد به نام "موتور آبی کوچولو...
هیولای رنگی رنگی" داستان یک هیولاست که یک روز صبح خیلی گیج از خواب بیدار میشود چون احساساتش، که هر کدوم یک رنگیند، قاطی شدند. دختر داستان بهش کمک میکند تا احساساتش را از هم تشخیص دهد و هر کدام را در ظرف خودش بگذارد. این کتاب را نویسنده اسپانیایی آنا لناس نوشته و سال ۲۰۱۲ برای اولین بار چاپ شده و به خاطر نقاشیهای خاصش در این چند سال خیلی مورد توجه بوده. اسم کتاب اصلی The Color Monster است و نوشته Anna Llenas. رده سنی مخاطب ۳ سال و بالاتر. برای دیدن تصاویر کتاب لینک زیر را ببینید: https://youtu...
از سری داستانهای مجموعه لاما لاما نوشته آنا دودنی. رده سنی سه سال و بالاتر
آوای پارک نوشته آنتونی براون، نویسنده انگلیسی برنده جایزه معتبر هانس کریستین آندرسن در سال ۲۰۰۰، از زبان چهار نفر که زمان در یک پارک حضور دارند ماجراها را تعریف میکند: مادری جدی، پدری نگران، پسری غمگین و دختری شیطان. کتاب نشان دهد چطور اتفاقات اطراف و تفسیر ما از آن به پیش فرض ما ربط دارد تا به واقعیات اطراف. و چقدر دنیای بزرگسالان و کودکان از هم فاصله دارند. رده سنی پنج ساله و بالاتر
داستان بزبز قندی داستان بزبزقندی و شنگول و منگول و حبه انگورش را حتما بارها از برگترهای خود شنیدهاید، این که چرا مادرشان آنها را در خانه تنها گذاشت و چطور گرگ بدجنس آنها را گول زد و خورد را هم میدانید. اما این داستان آنقدر شیرین و جذاب است که بارها و بارها هم اگر بشنویم از آن سیر نمیشویم. نه شما بچهها و نه ما بزرگترها. پس بیایید این بار هم این داستان زیبا را با صدای مرآت بهنام بشنویم.
کتاب گویای «پیتگربههه: کفش سفیدمو دوست دارم» اولین کتاب در مجموعه کتابهای تصویری پیت است که داستان یک گربه به اسم پیت را روایت میکند. جیمز دین، نویسنده اثر، این کتاب را در سال ۲۰۰۸ بهصورت شخصی منتشر کرد و بعدها به خاطر استقبال زیاد از کتاب، یک انتشارات بزرگ آن را دوباره چاپ کرد و پیت گربههه هم به لیست پرفروشترین کتابهای تصویری کودکان نیویورکتایمز پیوست. این کتاب داستان پیت، یک گربه آبیرنگ است که وقتی پا در توتفرنگی، توت آبی، گلوشل و ظرف آب میگذارد، کفشهای سفید نونوارش قرمز، آبی، قه...
افسانه کدو قلقله زن به جا مانده از روزگاران گذشته فلات ایران است و برخی آن را مربوط به دوران نوسنگی میدانند. پیام این داستان تلاش برای حفظ بقا در برابر عوامل طبیعی و درندگان بوده است. این کتاب گویا داستان کدوی قلقله زن را برای کودکان روایت میکند. کودکان با شنیدن این افسانه میآموزند که هنگام سختی از شگردها و ترفندهای خلاقانه برای رهایی استفاده کنند.
کتاب صوتی «پسرک نون زنجبیلی» داستانی از داستانهای فولکولوریک کشور آلمان است. روزی روزگاری پیرمرد و پیرزنی ریزه میزه در یک خانه کوچک زندگی میکردند. یک روز پیرزن تصمیم گرفت که یک پسرک کوچک از خمیر نان زنجبیلی بسازد. وقتی کار پیرزن تمام شد، نان زنجبیلی را در فر گذاشت تا بپزد. وقتی خمیر کامل پخت، پیرزن نان را از فر درآورد، اما همین که سینی را روی میز گذاشت، پسر نان زنجبیلی از توی سینی دوید و فرار کرد...
دویدم و دویدم از متلهای فلکلور ایرانی است که با صدای مرآت بهنام میشنوید. دویدم و دیودم سر کوهی رسیدم دوتا خاتونو دیدم یکیش به من آب داد یکیش به من نون داد....