قسمت 298: زبان اشاره - 8 فروردین 1401
Episode description
بچه ها سلام. گزارش ۲۹۸ مجموعه جهانگرد تقدیمتون میکنم از یه منطقه ساحل نزدیک شهر نادال. الان ۸ روز که اینجام. اون روزدوستم با دختر ۵ سالش اومد دنبالم. من بعد از اون که گزارش قبلی که پر کردم شروع کردم به دوچرخه سواری کردن، اون روز یه روز سنگینی نبود و کلا ۵۰ کیلومتر مسیر داشتم. من باید میرسیدم به یه رودخونه ای و سوار قایق میشدم و میرفتم اون ور رودخونه. اون موقع که رسیدم لب رودخونه (اونجایی که میخواستم قایق سوار بشم) اون قایق هایی که مسافر و ماشین حمل میکردن، چند دقیقه ای طول میکشید تا برسن، تو این فاصله رفتم یه نارگیل گرفتم و خوردم، چون خیلی تشنه ام بود. اونجا ۵، ۶ نفر نشسته بودن روی یه میزی و داشتن مشروب میخوردن، من ازشون اجازه گرفتم و ازشون عکس گرفتم. اونا شروع کردن به گپ زدن با من و گفتن بیا پیش ما بشین، بیا باهم حرف بزنیم و شروع کردن به گپ زدن به زبان پرتقالی، من فقط میتونستم اسپانیایی باهاشون صحبت کنم. خوب یکم پرتقالی میفهمم ولی اون معاشرت بیشتر یه معاشرت با زبان اشاره بود…
